ميرزا حسن حسينى فسايى
172
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
از عمر شريفش شصت و سه سال گذشته بود . [ وقايع فارس در روزگار خلافت ابو بكر ] در همين ماه از همين سال [ 11 ] جماعتى ابو بكر عبد اللّه بن ابى قحافه تيمى « 1 » قرشى را به خلافت برداشته با او بيعت نمودند و چون خبر ارتحال سيد كائنات « 2 » به بحرين رسيد بيشتر قبائل آن از دين مسلمانى برگشتند و قبيله عبد القيس و جارود ، بزرگ آنها بر اسلام خود باقى بماندند « 3 » و علاء بن حضرمى از بحرين به مدينه بازگشت و ابو بكر بعد از اطلاع بر واقعه ، لشكرى را به امارت علاء بن حضرمى روانه بحرين داشت و بعد از ورود سپاه ، قبيله عبد القيس به لشكر مسلمانان پيوسته با ساير قبائل ، جنگى سخت نموده ، قبايل را شكسته ، به دين مسلمانى برگردانيدند . [ وقايع فارس در روزگار خلافت عمر ] در ماه جمادى دويم سال 13 هجرى خليفه اول ، ابو بكر عبد اللّه وفات يافت و شصت و سه سال از عمرش گذشته بود و نزديك به دو سال و نيم ، زمان خلافت داشت « 4 » و به نص وصيت او ، ابو حفص عمر بن خطاب عدى قرشى « 5 » به جاى او نشست و ارباب حل و عقد با او بيعت به خلافت نموده او را امير المؤمنين گفتند . در سال 14 هجرى علاء بن حضرمى را از ايالت بحرين معزول داشته عثمان بن ابى العاص ثقفى را والى بحرين نموده روانهاش داشت . « 6 » در سال 15 هجرى قدامة بن مظعون « 7 » به ايالت بحرين برقرار گرديد . در سال 16 هجرى باز حكومت بحرين به علاء بن حضرمى عود نمود و چون خبر استيلاى سعد بن ابى وقاص « 8 » بر عراق عجم به بحرين رسيد علاء بن حضرمى ، بىاجازه از مصدر خلافت « 9 » ، از سران سپاه بحرين و عمان كه در تحت اقتدار او بودند يورش به جانب فارس را
--> ( 1 ) . مسعودى نام و نسب ابو بكر را چنين آورده است : ( عبد اللّه بن عثمان ابو قحافة بن عامر بن عمرو بن كعب بن سعد بن - تيم بن مرة بن كعب ، و روى مره نسب او با رسول اللّه مىپيوندد و لقب او عتيق بود زيرا رسول اللّه او را بشارت داده بود كه آزاد شدهء خدا از آتش جهنم است و گويند از آنرو عتيق ناميده شد كه همه مادرانش آزاد بودهاند . هنگامىكه به خلافت رسيد پدرش هنوز زنده بود . ( مروج الذهب ، ج 1 ، ص 655 ) . ( 2 ) . خبر درگذشت حضرت محمد ( ص ) . . . ( 3 ) . رجوع شود به ( بيان مرتد شدن اهل بحرين ) در كامل التواريخ ، جلد دوم ، صفحات 77 تا 82 . ( 4 ) . مسعودى مدت خلافت ابو بكر را ( دو سال و سه ماه و ده روز ) مىداند . ( ر ك : مروج الذهب ، جلد اول ، ص 654 ) ، كامل التواريخ نيز همين مدت را ذكر كرده است ج 2 ، ص 164 . ( 5 ) . وى عمر بن خطاب بن عبد العزى بن قرط بن رباح بن عبد اللّه بن زراح بن عدى بن كعب بود و در كعب نسب او با نسب پيغمبر ( ص ) به هم مىپيوندد ، مادرش خنتمه دختر هشام بن مغيره بود . . . وى را فاروق گفتند از اينجهت كه ميان حق و باطل را امتياز مىداد . كنيه او ابو حفص بود و اول كسى بود كه امير المؤمنين ناميده شد و عدى بن حاتم او را بدين نام خواند . . . و اول كسى كه بدين عنوان بر منبر او را دعا كرد ابو موسى اشعرى بود . . . ( مروج الذهب ج 1 ص 662 ) . ( 6 ) . در باب ( عثمان بن ابى العاص ) رجوع شود به فارسنامه ابن بلخى ، صفحات 113 ، 114 ، 115 و 116 ، چاپ نيكلسن . ( 7 ) . مسعودى در مروج الذهب او را از جمله كسانى مىداند كه تمايلات عثمانى داشتند و در سال 38 هجرى از بيعت با حضرت على ( ع ) دريغ كردند ( ر ك : جلد اول ، ص 709 ) ، و رجوع شود به كامل التواريخ ، جلد دوم ، ص 369 . ( 8 ) . براى آگاهى از شرح حال سعد و فتوحات او رجوع شود به كامل التواريخ ، ترجمه عباس خليلى ، جلد دوم ، ص 214 تا 280 . ( 9 ) . رقابت علاء بن حضرمى با سعد وقاص باعث شد كه علاء ، علىرغم آنكه ( عمر او را از دريانوردى و تجاوز از حد خود منع كرده بود ) بر آن شود كه در ايران كارى نمايان انجام دهد . ( ر ك : كامل التواريخ ، جلد دوم ، ص 369 و 370 . )